تبليغاتX
تنهایی عاشقانه نفرت
 

هدیه ای از یک دوست به من که خیلی خوشم اومد

 

اونايي كه ادعاشون ميشه عاشقن كجان؟
اونايي كه خيلي ساده ميگن عاشقن كجان؟
خيلي زود با يه نگاهي ميشن عاشق پس کجان؟
پس کجاس اونهمه حرفاي قشنگ و عاشقانه؟
پس کجاس اونهمه چشمک زدناي زيرکانه؟
اون دلي که از جداييها گله داشت...
پس چي شد اونهمه دلتنگت شدنهاي شبونه
شب نخوابيدن تا صبح با کلي وهم عاشقونه!!!
اونهمه دوستت دارمهاي زبوني واسه معشوق
اون محبتهاي قلبي با همون لفظ هميشه....
پس چرا عاشقي اينقدر سرد و بيروح و دورنگه؟!
واسه ابراز علاقه آخه اينجا دیگه جا یی نمونده...!!!
به خدا باور کنيد که اينا حرف دل خونه
اين دلي که از بيوفايي داره جون ميده ميميره!!!
حرف دل حرف همه نيست حرف عاشق پيشه هايه
اونايي که جون ميدن حتي واسه عشق تا نميره...
پس کجان اون عاشقايي که واسه دم زدن از عشق
گل ميدن به دست معشوق که منو نکن فراموش!!!
اما تا تموم ميشه اونهمه حرفاي قشنگ و عاشقونه
ميذارن ميرن که انگار تا ابد عشقي نبوده...!!!
بعد اونهمه سخنها که آره من بي تو هيچم
ميرن و ميشن پرنده لاي ابرا بي نشونه
آي اونايي که فقط عشق واستون شده يه بازي
دل سپردن به يکي و دل شکستن واسه بازي
باشه اشکالي نداره دنياتون فقط دوروزه
دل شکوندناي هرروز واستون کاري نداره...
آخ که عشقاي تو خالي شده ارزون توي بازار
با نسيم مياد و ميره به خدا به سرعت باد!
نه ديگه دنياي امروز ارزش موندن نداره
پس چه بهتر که نباشيم تا ديگه عشقي نمونه...
اگه عشق اينه تو دنيا پس نه من عشقي نميخوام
آره سنگ و يخ شدم من ديگه عشقي رو نميخوام...!!!
آخه اون بالا ميدوني عاشقي شده يه ارزش
عشق پاک و بي ريايي جاي عشقاي خيالي
باشه پس زمينيا من ميرم اون بالا تا اوج اون ستاره
روي ابرا کهکشونها اون بالا که عشق زياده...
پس خداحافظ تا هميشه خوش باشين با بازياتون!!!
با يه مشت عشق توخالي
نه نه همون هوس بازياتون....!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 16:45 توسط تارکان نداف |

 

ماجرای یه پسر خجالتی :

سال آخر دبيرستان بودم وخيلي آدم خجالتي تا به اون سن كه رسيده بودم نتوسته بودم دوستي براي خودم پيدا كنم ولي اين اواخر تو راه مدرسه يه دختره نظرمو به خودش جلب كرده بود . اون هر روز از مسيري كه من ميرفتم عبور مي كرد ! اون با دوست اش كه دختر زشتي هم بود باهم بودند ولي خودش دختر زيباي بود ، جالب اينكه تا به من مي رسيدند دوست اون دختره محل نمي گذاشت ولي خودش به من چشمك ميزد من اوايل بي تفاوت بودم ولي بعدا'' ديدم نميشه بي تفاوت بود آخه چشمك زدن كار هر روزاش شده بود .
 اين اوخر گاهي وقت ها هم ميخنديد من كه تا اون روز آدم خجالتي بودم داشتم كم كم پر رو ميشدم و دنبال موقعيتي بودم تا طرح دوستي بريزم يه روز گويي كه شانس بهم روكرده باشه اونو تنها ديدم به خودم جرات دادم و گفتم كه هر جوري باشه بايد بهش پيشنهاد دوستي بدم خيلي به هيجان آمده بودم صدام رو صاف كردم و گفتم خانم افتخار آشنايي ميديد محل نذاشت من شوكه شدم ولي خودمو نباختم دوباره گفتم ميتونم باهاتون دوست بشم برگشت و باخشم بهم نگاه كرد بهش گفتم (البته باترس) مگه خودتون هر روز بمن چشمك نميزديد؟ مگه چراغ سبز بهم نشون نداديد اومد بسمتم و محكم خوابوند در گوشم و با صداي لرزون ولي با فرياد گفت :
ديوونه من مريض ام پلكم خودبخود ميپره حاليته يا بازم بگم

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 21:43 توسط تارکان نداف |

  

 

تیغ می زنم ، رگ می زنم ، تا تو رو فریاد بزنم

تیغ می زنم ، جون می بازم،تا اسموتو داد بزنم

 

                خودکشی کار آدمای قویه

باقی عکسها در ادامه مطلب::


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 15:9 توسط تارکان نداف |

زن ها فقط در پي شادي و خوشي نيستند. سيم كشي مغز آنها نسبت به مردان كاملاً متفاوت است—آنها در جستجوي ناسازگاري، كشمكش، غم، و بي ثباتي نيز مي باشند. دوست دارند به خاطر هيچ دعوا به پا كنند. و از آنجا كه مي خواهند دائماً قوت قلب پيدا كنند، عادت دارند اوضاع را نا آرام كنند. آنها موجوداتي بسيار احساسي هستند. و به خاطر همين خصوصيات است كه دائماً تله هايي براي مردان درست ميكنند تا وفاداري و تعهد و انگيزه و علاقه ي آنها را بسنجند.
اكثر اين تله هاي به شكل سوالاتي معصومانه پرسيده مي شود. معصومانه؟؟ فكرش را بكن! در واقع اين سوالات به اين دليل طراحي شده اند تا مردها را درمانده كرده و به افسوس خوردن بيندازد، چون مجازات شكست و درماندگي، بيرحمي است. اين تله ها، مثل بازيهايي كودكانه به نظر مي رسد كه زن ها، مردها را مجبور به شركت در آن مي كنند. هيچ راهي براي فرار شما از شر اين تله ها وجود ندارد، و تنها راهي كه پيش روي شماست اين است كه بتوانيد از اين تله ها جان سالم به در ببريد. اين به آن معني است كه ياد بگيريد چطور از كنار حقيقت رد بشويد (يعني دروغ بگوييد!)، چون وقتي زني اين سوالها را از شما مي پرسد، مسلماً به دنبال يك جواب صادقانه نيست. او خودش مي خواهد كه به او دروغ بگوئيد—و وقتي شما اين كار را مي كنيد، قادر خواهيد بود كه موقتاً او را ساكت كنيد و كمي هم احترام و ارزش براي خودتان بخريد.
در اينجا به برخي از متداولترين اين سوالها اشاره مي كنيم. به همراه سوالات جواب هاي صادقانه و كودكانه بعضي از مردها و سوالاتي زيركانه و دروغكي بعضي ديگر را براي شما آورده ايم. با ما همراه باشيد.

* "به چه فكر مي كني؟"
خانمها كمي مغرور هستند هستند. آنها تصور مي كنند ماه و خورشيد به دور آنها ميچرخند. پس وقتي زني اين سوال را مي پرسد، منظور واقعيش اين است كه: "آيا الان داري به من فكر مي كني؟" روانشناسي زنانه اش، او را وادار ميكند كه تصور كند كه بر فكر شما حكمفرما است.

پاسخ هاي نادرست:
"داشتم فكر ميكردم بازي كي شروع مي شود."
"اون دختر خوشگل كه الان رد شد را ديدي؟"
"شام"

پاسخ هاي زيركانه:
"داشتم فكر مي كردم امروز چقدر خوشگل شدي."
"داشتم فكر مي كردم چقدر مرد خوش شانسي بوده ام كه با تو روبه رو شدم."
"داشتم درمورد اون روزي كه پارسال رفتيم پارك فكر مي كردم، چقدر خوش گذشت."

* "فكر مي كني من چاقم؟" (به نظرت تو اين لباس چاق به نظر مي رسم؟)
منظور واقعي او اين است كه، "با اينكه ۵ سال است كه ديگه پامو تو باشگاه نگذاشتم، فكر ميكني هنوط از نظر جنسي جذاب هستم؟" اين سوالي بسيار پيچيده است، چون خودش مي داند كه چاق شده است. او از شما مي خواهد كه به او دروغ بگوييد.

پاسخ هاي نادرست:
"آره، بايد وزنت را بياري پايين."
جديداً متوجه شدم كه رانها و شكمت چاق شده است."
"نسبت به كي؟"

پاسخ هاي زيركانه:
او را با چنان حيرت و شگفتي نگاه كنيد، . در شگفت باشيد كه چطور حتي به فكرش رسيده چنين سوالي بپرسد.
به طور مستقيم پاسخ ندهيد، درعوض مثلاً بگوييد، "تو زيباترين زني هستي كه به عمرم ديده ام."

* "تو مجذوب چه چيز من شدي، هوشم يا جسمم؟"
اين يكي از كامل ترين تله هاي زنانه است. منظور واقعيش اين است كه، "آيا تو فقط از نظر جنسي مجذوب من شدي و منو فقط براي سكس مي خواهي؟" اگر به او جواب بدهيد كه به خاطر زيركي و هوشش مجذوب او شديد، ناراحت شده و خواهد پرسيد "پس فكر ميكني كه من زشتم؟" و اگر هم بخواهيد از ظاهر زيبايش تعريف كنيد باز هم جوابي ديگر برايتان دارد.

پاسخ هاي نادرست:
نگاه پر طمعي به بدنش بكنيد و از آن تعريف كنيد.

پاسخ هاي زيركانه:
"مي داني عزيزم چي منو مجذوب تو كرده؟ تو تركيبي عالي از زيبايي و هوش هستي. من همه چيزت را دوست دارم."

* "اگه ميتونستي با يكي از دوستهاي من رابطه داشته باشي، كدومو انتخاب مي كردي؟"
اين يكي از تله هاي قديمي براي سنجش وفاداري شماست. خيلي بايد دقت كنيد تا با كله تو چاه نيفتيد.

پاسخ هاي نادرست:
مشتاقانه جواب مي دهيد "ندا" و در ذهنتان صحنه هايي گرم و پرحرارت از دوستي با او را تصور مي كنيد.
بدتر اينكه جواب بدهيد، "انتخاب سختيه. نمي دانم ندا را انتخاب كنم يا شيرين را."

پاسخ هاي زيركانه:
تو آنقدر زيبا و جذاب هستي كه من به هيچ وجه دوست ندارم با كس ديگري رابطه داشته باشم."
"تاحالا درمورد دوست هاي تو اينطوري فكر نكرده ام. نمي تونم كسي را انتخاب كنم."

* "دوسم داري؟"
منظور واقعي او اين است كه، "آيا اين رابطه در آخر به ازدواج ختم مي شود يا اينكه من دارم وقتم را تلف تو مي كنم؟" يادتان باشد كه خانمها به ازدواج و رابطه مثل كار و بيزينس نگاه مي كنند و اگر ببينند رابطه اي هيچ فايده اي برايشان ندارد، راغب به ادامه آن نيستند.

پاسخ هاي نادرست:
"بهت انس گرفته ام."
"تا منظورت از دوست داشتن چي باشه."
"فكر مي كنم."

پاسخ هاي زيركانه:
در اينجا هم بايد تا مي توانيد از پاسخ مستقيم طفره برويد. پس مثلاً بگوييد، "تو كامل ترين زني هستي كه تا به حال ديدهام. خيلي خوشحالم كه در كنار تو هستم."

* "تا حالا با چند تا زن رابطه داشته اي؟"
فكرهايي كه در مغزش مي گذرد سوالاتي هستند مثل، "چطور توانسته اي با زني غير از من رابطه داشته باشي؟"، "آيا هنوز به اين زن ها فكر ميكني؟"، و "آيا آنها شريك هاي جنسي بهتر از من بوده اند؟"
پاسخ هاي نادرست:
شروع كنيد به دونه دونه شمردن و نام بردن.

پاسخ هاي زيركانه:
"يادم نمي آيد عزيزم، چون از وقتي با تو آشنا شدم ديگه كسي برام اهميت نداره."

از تله ها دوري كنيد
دراينجا فقط به چند مدل از تله هاي خانم ها اشاره كرديم. تله هاي بيشمار ديگري وجود دارد كه شما بايد سعي نيد با احتياط و دقت زياد از آنها عبور كنيد. يادتان باشد: اون به دنبال واقعيت نيست. تنها چيزي كه از شما مي خواهد اين است كه به او دروغ بگوييد و او را از نظر روحي آرام كرده و اطميناني دوباره به او بدهيد. ولي حواستان باشد كه اگر در جواب دادن دقت نكنيد، به دام مي افتيد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 10:57 توسط تارکان نداف |

سخته واست باور کنی که نمیتونم با تو باشم

میدونی که نمیتونم تا جون دارم با تو باشم

کلافه ام از دست تو نمیدونی چی میکشم

بسه دیگه سر کاریم

بهتره که تنها باشم

فقط دلت با من که نیست

تا حالا بازیچت بودم

حیف روزهایی که من پا به پا دنبالت بودم

بسه دیگه خامت شدم واسه رفیقی مثل تو

میدونی که میخواستمت ولی نخواستی من رو تو

دیوونه چشات بودم عاشق اون نگات بودم

ولی فریب بود اون نگات کاشکی زود میفهمیدم

دوزدکی عاشقم بودی دورغکی با من بودی

نمیخورم فریبت رو

برو برو برو برو

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 20:46 توسط تارکان نداف |

 

 

  زنده باد ٨ مارس (١٨ اسفند) روز جهانی زن

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 13:11 توسط تارکان نداف |

عاشق کـسی شــده اید و احسـاس می کـنـیـد کـه میخواهید باقی زندگی خود را کنار او بگذرانید.

همـیــن طور که دست های همدیگر را در دسـت داریـد، در مـورد فرزندانی که در آینده خواهید داشت، شغل هایتان و حـتی در مورد خانه ایده آلتان صحبت خواهید کرد. هر چند کـه صحبـت کردن در مورد این مسائل نيز مـهـم اسـت، اما نـبــاید یک مسئله را فراموش کنید که امروزه پول مهمترین مسئله در بر هم خوردن ازدواج ها است.

رکـن اصـلـی در هر ازدواج موفق، توانایی افراد در استفاده صـــحیح از پول است. این ممکن است کار دشواری باشد. یـک لـحـظـه بـه ایـن مسـئـله فـکـر کـنـیـــد. هر دو نفری که مـی خـــواهند با هم باشند، صد در صد عقاید متفاوتی در مورد پول دارند. یکی ممکن است به پول فقط مثل وسیله ای برای خرید مایحتاج نگاه کند. در حالی که برای دیگری پول وسیله ای برای کسب قدرت و مقام است. اما همچنان افراد بدون داشتن عقیده مشخصی در مورد پول زندگی را می گذرانند. و این زیاد جالب نیست. افکار ما در مورد پول بر اساس تاثیراتی که بر زندگی ما می گذارد شکل می گیرد. دیدگاه ما به تجربه های کودکی ما در رابطه با پول بر می گردد. همه ما تصمیمات مالیمان را بر اساس چهار چوبی که به نظرمان معقول است می گیریم.

چرا این مسئله برای نامزد های جوان اینقدر مهم است؟ زیرا در طول مراحل یک ازدواج تمام انتخاب ها تحت تاثیر دورنمای هر فرد در مورد پول است. تمام مخالفت ها و نا سازگاری هایی که به نظر می رسد که در مورد مسئله ای خاص باشد، در حقیقت در مورد نگرشی است که افراد به پول دارند. حتی اگر آن مشکل هم شناخته شود، باز حل کردن و برطرف کردن این مسئله بسیار دشوار است. چند راهکار عملی برای تازه عروس و داماد ها را می خواهیم بررسی کنیم تا افراد بتوانند توسط آنها زیر بنای محکمی برای مسائل مالی و اقتصادیشان در زندگی پایه ریزی کنند.

1- ببینید فرد مقابلتان در مورد پول چه نظری دارد: نیازی نیست که سوالاتی مثل سوالات ورودی دانشگاه هاروارد تهیه کنید، فقط از همسرتان بپرسید که پول چه نقشی در دوران کودکی او داشته است. آیا پولدار بوده یا فقیر؟ فقط سعی کنید که بفهمید پول چه نقشی را در خانواده وي بازی کرده است.

2- در مورد عقاید فعلیتان در مورد پول صحبت کنید: آیا از بی پولی یا داشتن پول زیاد وحشت دارید؟ آیا پول مسئله ای است که دوست ندارید در موردش بحث کنید؟ ممکن است شما ساعت های متمادی در مورد پول فکر کنید و یا اینکه هیچوقت اصلاً در مورد آن فکر نکنید. احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید.

3- بگویید یک خرید بزرگ از نظر شما چیست: برای بعضی افراد یا بعضی بودجه های مالی یک خرید بدون برنامه ریزی 10 هزار توماني به نظر معامله ی بزرگی می آید ولی بعضی دیگر حتی خرج کردن بيست دسته دو هزار توماني هم برایشان ناچیز است. آیا درست است که قبل از هر خرید با همسرتان همفکری کنید؟ تمام این اطلاعات ممکن است بعدها در ازدواج به دردتان بخورد. وقتی همسرتان با خریدی غیر منتظره به خانه می آید یا با کمی بالا رفتن قبض تلفن از خود واکنش شدید نشان می دهد، شما می توانید مسئله ی اصلی را راحت تر درک کنید. ممکن است برای او مشکل تلفن راه دور شما به مادرتان نباشد، بلکه شاید ترسش از این باشد که دیگر پولی برای پرداخت اجاره خانه باقی نماند.

4- در مورد حساب بانکیتان با یکدیگر صحبت کنید: آیا شما حساب مشترک بانکی باز خواهید کرد و یا می خواهید همچنان پول هایتان را در حسابی جداگانه نگه دارید؟ این ممکن است مسئله ای بسیار حساس برای خیلی از زوج ها باشد. برای بعضی از آن ها حساب های پس انداز مشترک می تواند راهی برای نشان دادن تعهد آن ها به ازدواجشان باشد. برای بعضی دیگر حساب بانکی که به تنهایی آن را کنترل کنند، نشانه ای از بر خود ارزش گذاشتن است که آن ها از آن چشم نخواهند پوشید.

5- در نظر بگیرید که قرض ها چگونه بر دارایی شما تاثیر می گذارند: یکی یا هر دو نفر ممکن است قروضی بالا بیاورند. تصمیم بگیرید که چگونه می خواهید تا قبل از اینکه ازدواج کنید از پس این هزینه ها بر بیایید. فکر خوبی خواهد بود اگر وکیلی برنامه های شما را بازبینی کند.

6- تصمیم بگیرید که کدام یک از شما مسئولیت پرداخت قبض ها و تنظیم دفترچه هزینه ها را بر عهده خواهد گرفت: احتمالاً شما از زیر این مسئولیت شانه خالی خواهید کرد. با اینکار هر دو نفر اطلاعاتشان در مورد دارایی خانواده بالاتر خواهد رفت. همچنین هم به زن و هم به مرد خانه توصیه می کنیم که ماهی یکبار بنشینید و تمام دخل و خرجتان را با هم مرور کنید. در بسیاری از موارد با اینکار می توانید مشکلات را به سادگی حل کنید قبل از اینکه آنقدر بزرگ شوند که دیگر قابل حل نباشند.

7- ببینید که آیا می خواهید در وصیت نامه یا حساب پس انداز بازنشستگیتان تغییری بدهید: نقشه های شما برای ارث و میراث در دوران مجردی بعد از ازدواج اصلاً به کارتاننمی آید. باید تصمیمات جدیدی بگیرید. این مسئله به خصوص در مورد خانواده های مرکب بسیار مهم است. در تصمیماتی که برای ارث و میراث و سرپرستی گرفته می شود باید بسیار دقت کنید. اگر بدون وصیت نامه بمیرید، دولت در مورد دارایی و فرزندانتان تصمیم خواهد گرفت. و احتمالاً تصمیماتشان با شما بسیار متفاوت خواهد بود. به سادگی وصیت نامه تان را تغییر ندهید. فردی که طلاق گرفته و دوباره ازدواج کرده است با خطری بزرگ مواجه است. اگر در ازدواج قبل با توافق جدا شده باشد، وصیت نامه ای که در طی ازدواج سابقش نوشته است، می تواند تمام دارایی هایش را به سادگی ار آن همسر سابقش کند. و این می تواند برای همسر جدید شوک بزرگی باشد.



همه زوج ها در ماه های قبل از ازدواج سرشان بسیار شلوغ خواهد بود. حتی اگر نخواهند مراسم عروسی بزرگی ترتیب دهند، باز چیزهای زیادی هست که وقتشان را بگیرد. اما هرگز فراموش نکنید که وقت کمی را هم در مورد موضوع کاملاً غیر احساسی پول صحبت کنید. بعد از همه این حرف ها، باید بگویم که پول مسئله ای بسیار مهم است تا بتوانید سوگند "تا زمان مرگ از هم جدا نمی شویم" را جامه عمل بپوشید.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 12:44 توسط تارکان نداف |

                          

 

آقا و خانومی که چند وقتی بود باهم ازدواج کرده بودن پس از مدتی اتفاقات جالبی واسشون رخ می ده
یه شب خانوم نمی ره خونه
فردا صبح در بازگشت به خونه آقا از خانومش سوال می کنه که دیشب کجا بودی ؟
خانوم هم جواب می ده که خونه ی یکی از دوستام بودم !!!
آقا بلافاصله بعد ازین جواب به 10 تا از بهترین دوستان خانومش تلفن می کنه و ازشون سوال می کنه که آیا خانومش دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟
همگی دوستان خانومه جواب می دن نه !!!!!
خب به همین راحتی می تونیم پی ببریم که خانوم ها دوستان خوبی نیستن و هیچ وقت نمیشه روشون حساب کرد
اما حالا چرا آقایون دوستان خوبی هستن و همیشه می تونین روشون حساب کنین
چند وقت بعد از این ماجرای آقا و خانومه !!!
آقا یه شب خونه نمی ره
و فردای اون شب در بازگشت به خونه این بار خانومه از آقا سوال می کنه که دیشب کجا بودی ؟
آقا بلافاصله جواب می ده که : خب، پیش یکی از دوستام بودم !!!
و خانوم بلافاصله به  10  تا از بهترین دوستای آقا زنگ می زنه و می گه که :
آیا آقا دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟
8 تا از دوستای آقا می گن که آره !!!!! آقا دیشب پیش ما بوده
و 2 تا هم می گن که هنوز هم پیش ماست !!!!! لووول
به همین راحتی می تونین نتیجه بگیرین که دوستان مرد خیلی قابل اعتماد تر هستن و همیشه می شه روشون حساب کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 9:4 توسط تارکان نداف |

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس