گر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم
راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می
دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با
بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود
دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.
نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری
مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."
بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.
از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."
در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.
پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.
بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.
اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.
رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.
از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.
اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.
در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.
پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.
همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.
بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.
سایر مزایا
محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی
دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.
از بین بردن استرس
یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.
کاهش وزن
چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.
تاخیر در فرایند پیری
این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.
ایجاد و افزایش تناسب اندام
خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.
تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند
در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.
افزایش اعتماد به نفس
البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.
تا به حال فکر کرده اید که اگر بیش از حد SMS بازی کنید چه اتفاقی می افتد؟ داستان آن به این شکل است.
از همان ابتدای دنیا، انسانها درصدد پیدا کردن راه های جدید و راحت برای برقراری ارتباط از فواصل دور بودند. اولین تلاش آنها استفاده از پیک یا پیغام آوران و گفتن اطلاعات به آنها بود. این پیک ها افرادی آموزش دیده با حافظه ای بسیار عالی بودند که می توانستند بین فواصل بسیار دور مسافرت کنند تا بتوانند وظیفه خود را انجام دهند.
بعد روزی از روزها، یک نفر علامت ها و نمادها را اختراع کرد. خیلی زود این رمزها و نشانه ها برای نوشتن با یکدیگر ترکیب شدند. این اختراع جنگی ناتمام را تا همین امروز بین مکالمه کلامی و نوشتاری برپا کرد. خیلی زود حافظه عالی پیک و پیام رسان جای خود را به اختراع جدید که نامه نامیده می شدند داد. خوشبختانه، پیام رسانان هنوز می توانستند شغل خود را حفظ کنند و این مسافت ها طولانی را مسافرت کردن و نامه ها را به گیرنده های خود برسانند.
بعد تلگراف اختراع شد، که ضربه دیگری به ارتباط کلامی و همچنین به پیام رسانان بود. ناگهان ارتباط سمبلیک را می توانستند خیلی سریعتر از پیام رسانان به فواصل خیلی دور بفرستند.
به نظر می رسید که ارتباط کلامی دیگر جلال و عظمت سابق خود را به دست نمی آورد، اما این دیدگاه خیلی سریع با اختراع تلفن توسط یک اسکاتلندی بی پایه و اساس شناخته شد. خیلی زود ارتباط کلامی جایگاه سابق خود را به دست آورد چون خیلی بهتر از تلگراف بود.
بخش عمده قرن بیستم، تلفن وسیله ارتباطی متداول بین مردم بود اما در اواخر آن، SMS (خدمات پیام کوتاه) روی کار آمد. ابتدا تصور می شد این خدمات بیهوده و بلااستفاده است تاجاییکه صنعت تلفن همراه در امریکا آن را جرء خدمات رایگان برای مشترکین خود قرار داد. اما امروزه SMS یکی از متداولترین استفاده هایی است که مردم از تلفن همراه می برند.
حال این سوال پیش می آید که SMS چطور از نظر اجتماعی بر ما تاثیر می گذارد؟
دوره سوال پرسان
اولین تاثیر آن این است که SMS دادن به شکل اعتیاد درمی آید. معتادان به SMS همیشه موبایل به دست هستند و منتظر اینند که صدای بیپ بیپ زنگ اس ام اس را بشنوند و سریعاً به آن پاسخ دهند. اگر دقت کنید این افراد همیشه در اس ام اس هایشان یک سوال وجود دارد تا طرف مقابل مجبور به دادن یک اس ام اس دیگر برای جواب آن بشود و آنها هم بطور مداوم اینکار را تکرار کنند.
استفاده مکرر از سوال ها در ذهن شما ریشه می گیرد و رابطه تان را با مردم در زندگی واقعی هم تحت تاثیر قرار می دهد. خیلی زود این پدیده به همه جا تعمیم مییابد؛ سوال به متداولترین شکل ارتباط بدل می شود. وقتی فقط سوال وجود داشته باشد دیگر استفاده از علامت سوال بی جا و بی معنی خواهد بود و زندگی هم تا ابد تغییر خواهد کرد.
سندرم "رکسان"
برای آندسته از شما که فیلم "رکسان"، استیو مارتین را ندیده اید باید بگویم که این فیلم داستان دو مردی است که عاشق یک زن می شوند. آن مردی که سنش بیشتر بود، به خاطر بینی بزرگش با خود فکر می کند که هیچ شانسی برای به دست آوردن آن زن ندارد به همین خاطر سعی می کند با نوشتن نامه ها واشعار عاشقانه به آن دیگری کمک کند که نظر زن را به خود جلب کند. طبیعتاً زن با این نامه ها عاشق میشود اما یک مشکل کوچک وجود دارد: مردی که عاشقش شده بود به هیچ وجه آن مردی که فکر می کرد نبود.
از قدیم وضع به اینصورت بود که برای آشنا شدن با کسی وقتی او را می دیدید شماره تلفن او را می گرفتید یا شماره خودتان را می دادید و بعد با او تماس می گرفتید. الان هم هنوز به همین شکل است منتها جای آن تماس با دادن اس ام اس تغییر یافته است. مردم با اس ام اس های طول و دراز رابطه شان را شروع می کنند. درواقع هیچ راهی وجود ندارد که بفهمید واقعاً با چه کسی ارتباط برقرار می کنید. در همه جای دنیا مردم عاشق کسانی می شوند که درواقع همانی نیست که فکر می کنند عاشقش شده اند، به عبارت دیگر می توانیم آن را سندرم "رکسان" بنامیم.
تاثیر 160 حرفی
در هر اس ام اس از 160 حرف می توانیم استفاده کنیم و این یک یا دو نتیجه در بر خواهد داشت. یا آن اس ام اس پر از اطلاعات بیهوده می شود چون فرد سعی می کند از همه آن 160 حرف استفاده کند یا یک پیام بلند باید سانسور شود تا در قالب آن 160 حرف در بیاید.
جوابگویی در قالب این 160 حرف، مردم را شرطی می کند و آنها این را وارد ارتباطات اجتماعی خود هم می کنند. به این طریق در گفتگوهای عادی روزمره مردم حرفی برای گفتن به همدیگر نخواهند داشت.
جدایی های اس ام اسی
به هم زدن رابطه کار خیلی زشت و ناراحت کننده ای است و اگر صادق باشیم میبینیم که هیچ کس از به هم زدن رابطه اش با کس دیگر لذت نمی برد. خیلی ها آنقدر مرد نیستند تا حرف خود را رو در رو به طرفشان بزنند، برای اینکار وسیله دیگری بر میگزینند. در گذشته قبل از اینکه تلفن اختراع شود، آنها با دادن یک یادداشت به طرف مقابلشان اینکار را می کردند. بعد ها پشت تلفن این افراد برای رسیدن به هدفشان سکوت اختیار می کردند تا طرف مقابل منظور آنها را متوجه شود. اما اکنون خیلی راحت با ارسال یک اس ام اس پیامشان را به فرد مقابل می رسانند.
احتمالاً فکر می کنید که چه چیز بدتر از به اتمام رساندن رابطه با اس ام اس است؟ پاسخ آن این است: اس ام اس اینترنتی. چقدر بد است اگر با اینکار بخواهیم به طرف بفهمانیم که حتی ارزش 20، 30 تومان پولی که با اس ام اس موبایل باید پرداخت کنیم را هم ندارد.
افزایش اضطراب
گاهی اوقات پیامی می فرستیم که جواب آن را لازم داریم. با تلفن زدن جوابمان را فوراً دریافت می کنیم (و جواب ندادن تلفن به این معنی است که فرد در دسترس نیست) اما با اس ام اس احتمالات زیادی وجود دارد: تلفن همراهشان را با خود نبرده اند؛ دوست ندارند جواب شما را بدهند می خواهند از شما دوری کنند؛ یادشان رفته جواب شما را بدهند؛ یا وقت برای جواب دادن اس ام اس ندارند. وقتی شما منتظر پاسخ آن اس ام اس هستید، که ممکن است اصلاً هیچوقت به دستتان نرسد، خیلی از این افکار (و صدها فکر دیگر) از ذهنتان عبور می کند و به این طریق اضطرابتان بیشتر میشود. این افزایش اضطراب فشار خونتان را در سالهای آتی زندگی بالا می برد که مشکلات زیادی را در بر خواهد داشت.
اغـلب افـراد معـمولاً مشـکلی در پیــدا کردن جنس مخالف
ندارند. بیشتر این افراد می توانند دوست یکی از دوستان،
هـمـکار و یا فردی باشد که به طور روزمـره او را مـی بینند.
پیش از اینکـه رابطه صمیـمی شـود، معــمولاً بـه عنوان دو
دوسـت با هـم ارتباط بـرقرار مـی کنند. بـه هــر حال بیشتر
افراد قبل از آشنایی با شما در ارتباط هایی قرار گــرفته اند
و در زمـان شـروع رابـطـه بـا شـمـا یـا در شــرف تمام کردن
ارتباط قبلی هستند و یا به تازگی ارتباط خود را قطع کرده اند.
شما دو نفر وجوه اشتراک بسیار زیادی دارید! برای اولین بار کسی را پیدا کرده اید که علاقه زیادی به شما دارد، از رفتار و گفته هایتان لذت می برد، از کاری که امروز انجام می دهید و حتی برنامه های که برای فردا می ریزید لذت می برد. هر بار که او را ملاقات می کنید لبخندی بر لب دارد که گرمایش به اعماق قلبتان نفوذ می کند. این همان چیزی بوده که شما سال ها در انتظارش بوده اید. توجه کامل و عشق بی حد و اندازه؛
پس از سپری شدن روزها و ماهها متوجه می شوید که او بیشتر دنبال موقعیت هایی می گردد که شما سرتان شلوغ است و اطراف او نیستید، و دنبال این نیست که زمانی را پیدا کند که بتوانید در کنار هم باشید. وقت های با ارزشی که در کنار هم هستید به پایین ترین میزان خود می رسند و تنها زمانی اتفاق می افتند که شما از او تقاضا کرده و بر روی آن پافشاری می کنید.
شما قدری به او مشکوک می شوید و دلتان می خواهد بدانید که وقتی شما آن اطراف نیستید، دقیقاً مشغول انجام چه کاری است. به همین دلیل شروع می کنید به تجسس در این زمینه. یکی از بدترین شک هایتان به حقیقت می پیوندد. یک خیانت مجدد! درست مانند همه زن ها و مرد های دیگر او هم به شما خیانت کرد.
این مسئله چیزی است که من اسم آنرا می گذارم: عشق سوری و الگوهای غلط ارتباطی.
چیزی که در حقیقت رخ می دهد این است که کودک درون شما می ترسد که اگر شما همیشه در صحنه حاضر نباشید، او شما را نادیده گرفته و فراموشتان می کند.
در اعماق وجودتان به سختی می توانید به دیگران اعتماد کنید و تصور می کنید که اگر مرتباً به یادشان نیندازید، آنها فراموش می کنند که باید شما را دوست داشته باشند و به شما عشق بورزند. شما در روابط قبلی خود نیز یک چنین خط مشی را در پیش گرفته بودید و موفق نشده بودید و این بار نیز اشتباه گذشته را تکرار نمودید. در وهله اول باید نگرش خود را نسبت به این موضوع تغییر داده و رفتاری امرانه را در این زمینه در پیش بگیرید.
این امکان وجود دارد که شما در بیان خواسته هایتان قدری جبهه گیری کنید و عصبانیت خود را به سرعت بروز دهید. به سرعت تحمل خود را از دست می دهید و به راحتی از چیزهایی که خوشتان نمی آید ایراد می گیرید. شاید طرف مقابل به هیچ وجه از این کار خوشش نیاید.
همچنین ممکن است که حس حسادت از درجه کم تا زیاد در شما وجود داشته باشد و انتظار داشته باشید که طرف مقابل توجهش را به طور انحصاری معطوف به شما کند. اگر او زمانی سرش شلوغ باشد و وقت کافی نداشته باشد، به سرعت ناراحت و عصبانی می شوید و دلتان می خواهد که یا خودتان به تنهایی مرکز توجه او باشید و یا اصلاً این رابطه وجود نداشته باشد.
نکته ای که در این قسمت وجود دارد این است که شما دوست دارید مورد توجه، و دوست داشتن قرار بگیرید، اما ممکن است طرف مقابل تصور کند که اگر حق انتخاب داشت می توانست شخص دیگری را انتخاب کنند و بدش هم نمی آمد که دور از شما باشد.
ممکن است با احتساب به این امر تصور کنید که شما دارای ترس هایی هستید که با توجه به نظام اعتقادات شخصیتان تصور می کنید که هیچ مرد و زنی قابل اعتماد نیستند. البته برخی از افراد نیز هستند که خیانت در وجودشان شکل گرفته و زمانی هم که به طرف مقابل خود خیانت می کنند، به هیچ وجه احساس گناه نمی کنند و حتی عذر خواهی هم نمی کنند و حتی گاهی اوقات شما را مقصر اصلی کارهای خود می دانند، اما حقیقت اینجاست که مشکل اصلی از مقوله اعتماد سرچشمه می گیرد. بنابراین اگر قرار است که آنها خیانت کنند، چه دلیلی وجود دارد که شما به آنها اعتماد کنید؟ آنها با کارهایشان اثبات می کنند که افراد قابل اعتمادی نیستند بنابراین چه دلیلی وجود دارد که شما به آنها اعتماد کنید؟
این عقاید و افکار دقیقاً به رابطه بعدی شما تعمیم پیدا می کنند. زمانی که با شخص جدیدی ارتباط برقرار می کنید، همان افکار و اندیشه ها و تجاربی که از روابط گذشته خود بدست آورده اید را به رابطه بعدی تعمیم می دهید.
بسیاری از افراد هستند که به طور مکرر از یک رابطه ناموق به رابطه ناموفق بعدی میروند و اصلاً فکر نمی کنند که دلیل شکستشان چه بوده و چگونه می توانند اشتباهات گذشته خود را جبران نمایند. البته برخی از افراد هستند که ظواهر امر را درست میکنند اما این کافی نیست باید سعی کنید که مشکلات را ریشه یابی کرده و باطن مشکلات را حل نمایید.
اما یکی از حقایق تلخ این است که شما خودتان خالق این تجربیات ناخوشایند هستید. شخص مقابل مسائل مربوط به خودش را دارد و از کودکی تا بزرگسالی تجربیات متفاوتی را کسب کرده و به راحتی می تواند وقایع مختلف را در ذهن خود جایگزین کند، اما به هر حال این وظیفه شماست که افرادی را که امکان خیانت در آنها وجود دارد را تشخیص دهید. به طرز صحبت کردنشان دقت کنید و حرکات دست ها و صورتشان را مد نظر قرار دهید. درست مانند یک نفس بد که در غالب یک انسان موقر خود را جلوه می دهد.
اگر در پی آن هستید که خوشحالی، شادکامی و تکامل را به زندگی خود عرضه کنید (و از درد و رنج و ناراحتی ها نجات پیدا کنید) و اگر می خواهید یک ارتباط سالم و رضایت بخش را دنبال کنید، باید از هر رابطه ای که با یک فرد برقرار می کنید، حداقل یک درس بگیرید. اگر به درسی که یاد گرفته اید، عمل کنید، این امکان وجود دارد که دیگر هیچ گاه اشتباهات گذشته در زندگیتان تکرار نشوند.
بنابراین دفعه آینده که ارتباطتان تحت یک چنین شرایطی به اتمام رسید، متعجب نشوید و احساس نکنید که به شما آسیب وارد شده و طرف مقابل به شما خیانت کرده. رابطه فعلی را تمام می کنید و با دانش به این امر که رابطه های این چنینی چه پایانی در بر خواهند داشت، دیگر وارد آنها نمی شوید.
يـك دختـر يك مـرد را مي خواهد - يك مرد ثروتمند، موفق،
جـذاب، تنومند، با استعداد، با محبت، پدري مهربان بـراي
فرزندانش و يا يك دوست... جـزئيات متفاوت ميـباشد امـا
يك نكته اساسي وجود دارد و آن اين است كه او يـك مـرد
را مي خواهد. مرد مطلوب هر دختري همچـنانـكه سنش
افزايش مي يابد دستخوش تغيير ميگردد:
دختر 22 ساله: او يك شاهزاده در قصر را مي خواهد. دخـتـر در ايـن سـن ممكن است مدعي آن گردد كه واقع بين ميباشد و دنيا را از ميان عينك رنگـين مشاهده نميكند. امـا او هيچگاه اقرار به آرزوي داشتن يك مرد ايده آل نـخواهـد كـرد. آن مـرد بايد خوش قيافـه، جذاب و مشهور باشد. او بايد پولدار باشد نه زياد پولدار اما هميشه در حسابش پول به اندازه كـافي داشته باشد. البته او بايد سخاوتمند باشد تـا پولهايش را بـراي همسـرش خـرج كند. او بايد زرنـگ و با هوش بـاشـد كـه بـراي بـرخي دخـتران با اهميت تر از خوش قيافه بودن ميباشد. او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.
دختر 32 ساله: تنها يك مرد خوب را مي خواهد. او بـالاخره عيـنك رنگارنگ خود را كنار نهاده و خود را از توهمات و خيالپردازيهاي رمانتيك خلاصي بخشيده است. بـنابراين مرد مطلوب وي نيازي ندارد يك قهرمان باشد- او بايد خـوش قيـافـه، داراي رفـتـار شـايـسته، شغل با درآمد مكفي، يك ماشين خوب، يك خانه خوب و يك حساب بانـك خـوب باشـد. همچنين آن مرد بايد كيسه خريد را نيز از سوپر ماركت حمل كند، غـذاهـايـي كـه دخـتـر درست ميكند را دوست داشته باشد، به جوكهايش بخندد،تاريخهاي پر اهميت را بخاطر بسپـارد: مانند روز تـولد مـادر دختر و حـداقـل هفته اي يكبار ابراز محبت كند: همان مرد خانواده دوست مهربان.
دختر42 ساله: تنها يك مرد را مي خواهد. يـك مـرد مـعمولي كه ستاره سينما نبوده و مي تـواند جاي داشتن عضلات قوي در بدنش حتي شكم هـم داشـته باشد. الـبـتـه در صورتي كه لباسش آن را كاملا بپوشاند. سر فاقد مو نيز زياد نفـرت انـگيـز نـخـواهـد بود. كـافي اسـت آخـر هفـته صـورت خـود را اصـلاح كنـد و آنقدر نيرو داشته باشد تا بتواند در كارهاي منزل كمك كند و به جوكـهايش نيز بخندد و سرش را بـه نشانه گوش دادن تكان دهد، او را ماهي يكبار از خانه بيرون ببرد، او را تا سوپرماركت برده و بـاز گرداند و تا تمام بدن خانم در ماشين قرار نگرفته حركت نكند.
دختر 52 ساله: او مي خواهد...خوب دختر تنها با آن مرد زندگي مي كنـد. چقدر خوب اسـت اگـر آن مـرد هنـوز اسـم او را بـخاطـر داشتـه بـاشد و فـراموش نكــند كه آخر هفته صورتش را اصلاح كند، بعضي اوقـات بـه سلـماني بـرود، لبـاس زيـر و جـورابهـاي خــود را گـهگاهـي عـوض كنـد، زيـاد پـول قرض نگيرد، در اماكن عمومي مراقب رفتار خود باشـد، زماني كه با فردي صحبت مي كند خوابش نبرد... در اين سن دختر انتظار زيادي ندارد او تنها خواستار حداقل مي باشد.
دختر 62 ساله: مردي را ميخواهد كـه زيـاد مزاحمش نگردد. آن دختر بايد خيلي خوش شانس باشد تا مرد آنقدر ترسناك نباشد تا نوه هايش بـا ديـدنـش بـه گـريه بـيافتند و يا هنوز بخاطر داشته باشد كه توالت در كجا قرار دارد، دندانهاي مصنوعيش كجا هستـنـد، اكنون چه ماهي از سال ميباشد، زماني كه ميخنند به چه چيزي دارد ميخـنـدد و يا اين زن كه با او زندگي ميكند كيست؟! زن ميخواهد مرد آنقدر توانا باشد كه بـدون كـمك وي صبـح از خواب بـيـدار شـده و لبـاس مـناسب به تن كند. بزرگترين آرزوي وي آن است كه نگهداري مرد زياد پر هزينه نبوده و يا جايي را بتواند در خـانـه بيابد كه صداي خرناسهاي مرد به گوشش نرسد.
دختر 72 ساله: خوب بعضي دخترهـا تا ايـن سـن هـم عمر مي كنند اما مردان چطور؟ آيا مطمئن هستيد او هنوز نفس مي كشد؟!
در عالم تجرد و تلاش براي يافتن شخص مناسب، هميشه اين امكان وجود دارد كه پس از مدتي معاشرت با شخصي جذاب يا قابل قبول، با جمله ناراحت كننده اي از اين دست روبرو شويد: "ما به درد هم نميخوريم" يا " اين رابطه به جايي نميرسه.
گذشته از اين كه دنيا بر سرتان خراب ميشود، چه كار ديگري ميتوانيد انجام دهيد؟ گريه كنيد؟ سعي كنيد او را به ادامه دادن رابطه تشويق كنيد؟ وسايلش را از پنجره به بيرون پرتاب كنيد؟ آنچه مسلم است اين است كه شما خود را در يك كشمكش احساسي شديد خواهيد يافت. اما براي بازگشت به زندگي طبيعي، روشهاي متعددي وجود دارد كه در اينجا به آن اشاره كرده ايم.
يك دقيقه بعد از به پايان رسيدن رابطه
آنچه ميخواهيد انجام دهيد:
شما يك يا چند مورد از صدها واكنش ممكن را تجربه خواهيد كرد، از جمله خشمي شديد و طوفاني، حمله اشك و داد و فرياد يا بهت زدگي.
روش بهتر مقابله:
دكتر دن نوهارت (Dan Neuharth) روانپزشك و نويسنده كتابهاي بسيار مفيد خودشناسي ميگويد:" هنگامي كه خبر بدي را ميشنويم، بدن وارد حالت وحشت شديد و جنون آميز شده و همه چيز در آن سرعت ميگيرد." او ميگويد كه بهترين روش در دست گرفتن كنترل در چنين لحظات سرسام آوري، متوقف شدن، نگاه كردن و گوش دادن است.
" بر وجود خودتان متمركز شويد، به تنفس خود توجه كرده و كوشش كنيد كه سرعت حركات و واكنشهاي بدن خود را پايين بياوريد." اين خودآگاهي ميتواند به شما كمك كند تا در 60 ثانيه پر تنش اوليه منطقي و هوشيار باقي بمانيد. به محض اينكه آرام شديد، از يار سابق خود دور شويد تا مدتي تنها يا با دوستان خود باشيد و به تدريج موقعيت جديد را درك و هضم كنيد. بيهوده در كنار او نمانيد و براي يافتن پاسخ به اين در و آن در نزنيد زيرا كار عاقلانه اي نيست و نتيجه اي هم نخواهد داشت. قطع رابطه نوعي مذاكره نيست و هر كاري كه پس از آن براي تغيير نظر طرف مقابل يا تنبيه او انجام دهيد، در نهايت موجب ناراحتي خودتان خواهد شد.
يك ساعت بعد
آنچه ميخواهيد انجام دهيد:
كوشش ميكنيد كه حال خود را بهتر كنيد. مينشينيد و اندوه خود را در الكل غرق ميكنيد، به خريدي بي قيد و بند ميرويد يا نيمه شب به يار سابق تلفن ميكنيد تا "آخرين حرفتان" را به او بزنيد.

.
روش بهتر مقابله:
انجام دادن كارهايي كه به شما آرامش روحي ببخشند، بسيار عالي است به شرط اينكه با انجام دادن آنها دچار پشيماني نشده و حال خود را بدتر نكنيد. به گفته نوهارت:" گاهي در زماني كه دل شكسته شده ايد فكر ميكنيد كه تنها عامل تسكين بخشي كه به آن نياز داريد ميتواند دو كيلو شكلات باشد. اما اگر علاوه بر تنها شدن، احساس چاقي هم به سراغتان بيايد، بايد به فكر روش مقابله ديگري باشيد. و اينرا هم بگويم، اثبات اينكه دوست سابقتان اشتباه كرده است تاثيري در اصل ماجرا كه رها شدن شما باشد، نخواهد داشت. اينكار تنها موجب ميشود كه شما كمي نامتعادل به نظر برسيد. شما دونفر ميتوانيد "بعدا" گفتگويي منطقي با يكديگر داشته باشيد.
از جمله رفتارهاي مثبت ميتوان به موارد زير اشاره نمود: گفتگو با يك دوست نزديك كه بتواند فقط به درددل شما گوش كند يا رفتن به باشگاه ورزشي. ميزان اندورفين (endorphin) (نوعي پروتئين مسكن) دريافتي شما پس از ورزش يا حتي يك پياده روي طولاني، ميتواند امواج اندوه را خنثي كند.
يك روز بعد
آنچه ميخواهيد انجام دهيد:
عمل از روي انگيزه آني و بدون تفكر. شما ميل فراواني براي تماس با او احساس ميكنيد، با 50 نفر از دوستان اينترنتي خود قرار ميگذاريد، روي بدنتان خالكوبي ميكنيد يا نيمي از موهاي سرتان را ميتراشيد.
روش بهتر مقابله:
كنترل نكردن انگيزه هاي ناگهاني و غير عقلاني، واكنش دفاعي ذهن براي كنار راندن صدمه روحي وارده است. دكتر نوهارت ميگويد:" در اين زمان اطلاعات هنوز در حال هضم هستند. كساني وجود دارند كه صبح روز بعد هنگام بيدار شدن، به خاطر نمي آورند كه از طرف شخص مورد علاقه خود رها شده اند." هنگامي كه اين افراد متوجه ميشوند آنچه به ياد مي آورند، تنها يك خواب بد نبوده است، به اين فكر مي افتند كه شايد يك تغيير بتواند همه چيز را بهتر كند يا لااقل آغازي تازه باشد. " بايد متوجه باشيد كه اين ايده جديد، تنها در اثر يك انگيزه آني ايجاد شده است و بلافاصله آنرا عملي نكنيد." او در اين زمان نوشتن خاطرات روزانه را تمريني مفيد ميداند. هيچ كس نميخواهد طرد شود، اما تراشيدن مو هم نميتواند فايده اي داشته باشد.
سه روز بعد
آنچه ميخواهيد انجام دهيد:
خزيدن در يك حفره تاريك، ماندن در رختخواب، بارها و بارها شنيدن يك ترانه غمگين.
روش بهتر مقابله:
بله، حقيقت تلخ است. "بين يك روز و سه روز تفاوت كيفي بسياري وجود دارد. حالا زماني است كه اين قطع رابطه به خوبي درك شده و حالاست كه شما درهم شكسته خواهيد شد." ترشح آدرنالين (و خشم) موجب ميشود كه دو روز اول را بگذرانيد، اما پس از تحليل رفتن اين هورمون، خود را با همان ميزان درد و خستگي ناشي از حركت در طوفان احساسات مختلف، خواهيد يافت. سيل اشكهايي كه تصور ميكرديد فرو نخواهند ريخت، جاري ميشوند. لحظه اي خشمگين و لحظه اي غمگين خواهيد شد و در مراحل مختلف اندوه به حركت درخواهيد آمد. در اينجا بايد حواس خود را به اينكه استراحت كرده، غذا خورده و در كل از خود مراقبت كنيد، معطوف نماييد زيرا بخشي از وجود شما، از درون زندگيتان كنده شده است. اگر به يك روند مشخص كه شما را مشغول نگه دارد بچسبيد، كار عاقلانه اي انجام داده ايد.
يك هفته بعد
آنچه ميخواهيد انجام دهيد:
تلفن كردن به او، ورود به صندوق پست اينترنتي او، چك كردن مدام و وسواس گونه پيامهاي روي تلفن، چك كردن پيامهاي دوستان او در صفحات عمومي مانند ياهو 360.
روش بهتر مقابله:
تبريك! شما اكنون در مرحله " او را برميگردانم" هستيد! نوهارت ميگويد: "در اين مرحله شما سعي ميكنيد به شيوه اي عقلاني از اين شوك خارج شويد، اما اين تصور كه شايد دل او برايتان تنگ شده باشد، فقط وضعيت را بدتر خواهد كرد." فكر كردن مداوم به او تنها درد و رنج شما را افزايش خواهد داد. پذيرفتنش مشكل است، اما اگر شخص مورد نظر واقعا نخواهد با شما باشد، شما نميتوانيد هيچ كاري براي بازگردانش انجام دهيد. در برابر وسوسه تحليل تمام دلايل او براي پايان دادن به رابطه مقاومت كنيد و تصور نكنيد كه تنها با تغيير دادن يك بخش كوچك از اين موارد ميتوانيد دوباره وارد زندگي وي شويد. اما اعتقاد به اينكه ميتوانيد از ميان اين حادثه با بلوغ بيشتر خارج شويد و رنج فعلي را دور بياندازيد بسيار مفيد خواهد بود. شايد در اين مرحله متوجه نشويد، اما بدانيد همانطور كه زخمها، بدون اينكه از آنها بخواهيد، درمان ميشوندف قلب شكسته هم التيام ميابد.
دو هفته بعد
آنچه ميخواهيد انجام دهيد:
فكر كردن به اينكه در روزها و موقعيتهاي آتي، داشتن يك يار و يك زوج بودن چگونه ميتوانست باشد، يادآوري نكات مثبت و مواهب بودن در يك رابطه عاشقانه و فكر كردن به اينكه ديگر عاشق نخواهيد شد.
روش بهتر مقابله:
از خود بپرسيد كه آيا واقعا براي او دلتنگ شده ايد يا دلتان براي آنچه در رابطه بوده، مانند نجواهاي عاشقانه و قرارهاي معمول شبهاي تعطيل تنگ شده است. در حال حاضر شما تنها به ياد لحظات خوش گذشته و وارونه و زيبا جلوه دادن تاريخچه رابطه خود با كسي هستيد كه عملا شما را از زندگي خود بيرون انداخته است. آيا اين شخص ارزش اين همه اشك و آه را دارد؟ آيا زمان دور ريختن نشانه هاي حضور وي در زندگي شما نرسيده؟ عكسها را در جايي دور از ديد قرار دهيد، اي-ميلهاي مشتركتان را پاك كنيد، خانه را مجددا و به ميل خود بچينيد تا با نگريستن به آنها مدام به ياد اطرات گذشته نيافتيد. نوهارت ميگويد:" روابط عاشقنه در اصل عادت هستند، و شما بايد اين عادت را ترك كنيد. اگر نشانه هاي اين شخص را مدام در اطراف خود ببينيد، خارج كردن وي از ذهنتان دشوارتر خواهد شد."
يك ماه بعد
آنچه ميخواهيد انجام دهيد:
سعي ميكنيد حضور اين شخص ناراحت كننده را در زندگي خود فراموش كنيد، انگار هرگز او را نميشناخته ايد.
روش بهتر مقابله:
قبل از اينكه معشوق سابق خود را به كلي فراموش كنيد، با توجه با فاصله اي كه در اين مدت ايجاد شده، مدتي صبر كنيد تا بيشتر درباره او فكر كنيد. نه به خاطر اينكه دوباره وي را به دست آوريد، بلكه براي اينكه اين رابطه را مرور كرده و از تكرار اشتباهات اجتناب كنيد. (البته اگر هنوز به اندازه روز سوم احساس درماندگي ميكنيد، براي پيشگيري از افسردگي با يك مشاور تماس بگيريد.)
يك خط زماني مشخص را در نظر بگيريد و از زمان آشنايي خود، اولين قرار ملاقات عاشقانه، اولين مشاجره و هر واقعه مشخص ديگر يادداشتهايي برداريد. اكنون دورنمايي از اين رابطه در دست داريد و ميتوانيد از بيرون به آن نگاه كنيد و نكات مثبت، منفي و زماني كه هشدارهاي پايان رابطه آغاز شده و شما آنرا نديده گرفته بوديد را بيابيد. زماني كه توانستيد بدون احساس درد و اندوه به نكات مثبت او فكر كنيد ميتوانيد مطمئن باشيد كه از او دور شده و از رابطه خود چيزي آموخته ايد.
.

.
حالا زمان جلو رفتن در زندگي و آغاز راهي جديد فرارسيده است.

.jpg)
..jpg)

